محمد مفيد مستوفى بافقى

178

جامع مفيدى ( فارسى )

به چرخ از نالهء بيدادش آهنگ * ز بارش قامت مظلوم چون چنگ و در آن ولايت صورت عدل و رفاهيت مانند رونق مهم اهل هنر [ 148 ب ] در كم و كاست افتاده و اين قطعه كه از نتايج طبع عندليب گلستان سخنورى خواجه غياث الدين على نقشبند يزدى بود برخواند ، قطعه : ايا شاه بخشندهء دادگر * مبخشاى بر هركجا ظالميست خصوصا به غازى كه در شهر يزد * به هرخانه از ظلم او ماتميست بود رحم نيكو نه با او ولى * كه رحمت برو ظلم بر عالميست و در همان ايام غازى بيك به جهت تنقيح محاسبه به اردوى معلى آمده در فرح‌آباد بهشت بنياد به عز تقبيل بساط خلافت مشرف گرديد و در دفتر خانهء هميون محاسبهء ايام عمل خود را با مستوفيان عظام چنانچه بايدوشايد مفتوح نموده يك دينار از وجوهات سركار خاصهء شريفه در نزد او باقى نيامد و حقيقت آن به عرض اقدس رسيد . چون خاطر خطير پادشاه هفت كشور از جانب او غبارآلود بود به جايزه و جلد و سرافرازى نيافت . بعد ازان روزى پادشاه ستوده مآثر بر زبان گوهر - بار فرمود كه وزير عدالت شعار ما را به جهت اخراجات عمارات فرح‌آباد مبلغى در كار است ، بايد كه از بابت وجوهات تحويل خود مبلغ دوازده هزار تومان فرود آورى . غازى بيك زبان به ثناى شاه جهان بخت گشوده گفت ، بيت : شها بخت و جاه تو پاينده باد * مه و سال ميمون و فرخنده باد چيزى از وجوهات ديوان متوجه من نيست [ 149 الف ] و از بابت سال آينده دسترس نى ، خاقان گيتىستان فرمود كه به سر عزيز ما كه زر موجود و همراه